طالبان چرا و چگونه به میان آمد؟

عبدالقادر(حُرمنش)

تحلیل گر سیاسی،نظامی.

   این رژیم یک حرکت طرح شده و نقاشی شده است که از نخستین روز تولدش طبق پلان سفیر سابق انگلیس در اسلام آباد و جنرال بابر پا به عرصهَ وجود گذاشت.

جنرال بابر و انگلیسها در نتیجه مساعی مشترک امریکا و سعودی این پروژه را بنا گذاشت و تمویل این پروژه را سعودی به عهده گرفت. و انگلیسها که استادان و آموزگاران کهنه کار سیاست این منطقه اند  بطور مسلسل به امریکایها مشوره میدادند که علیه بنیادگران مسلمان که در حقیقت آریائی نژادها بودند که در طول تاریخ مبارزات و قهرمانی هایشان بر جهان طنین انداخته همان سلسله شکست اسکندر،شکست چنگیز خان در دهنهَ دره غوربند ولایت پروان،شکست پی در پی انگلیسها،ارتش سرخ(جماهر شوروی سابق) لشکر کشی های گروهی درین منطقه و سر انجام جبهه جهاد و مقاومت مردم افغانستان در برابر متجاوزین و تروریزمهای بین المللی(ملا عمر،ملتانیها)(بن لادن بی وطن) از سر زمین آریا به مبارزه پرداختند،بزرگترین قهرمانهای کشور خویش را در راه استقلال و آزادی به پیشگاه ذات اقدس الهی اسماعیل وار قربانی نمودند.

   متجاوزین این رژیم را بنام تحریک خود جوش اسلامی با شعار نفاذ شریعت روی صحنه آوردند و حکومت اسلامی مجاهدین افغانستان را در برابر آنان با فتواهای آدمهای ملاگونه ملتانی مجمول الهویت بریتانیه کمونیست معرفی و تعدادی از تنظیم های جهادی نیز چون رقاسه سیاسی در دُل آنها پای کوبی نمودند.

   این رژیم از اشخاص فاسد،جابر،ظالم،معتقد به رواج های عنعنوی مسلمان گونه روستای،خواهان پول و سازش از نوع بردگی چون اژدادش،نه پابند به استقلال و آزادی و نه پابند به امر و نهی از قرآن را گرد هم جمع تحت عنوان تحریک اسلامی طالبان و نفاذ شریعت نام نهادند.

  اکنون که بعضی از اندیوالان ملاکرزی قرآن را برای سوء استفاده و فریب دیگران نشانی بر پیشانی خود قرار میدهد تا دیگران در آن دام گرفتاراید. در حالیکه قرآن عظیم الشان بسیار چیزها را دستور داده و حکم میکند،اما بیچاره از امر و نهی قرآن بی خبر است.

 جنرال بابر این پروژه را به عهده گرفت و از طریق شبکه(آی-اس-آی)و مولانا فضل الرحمن با تعداد ملا نماهای(برادران شیطان) و ملاهای کندهاری که نه از حکومت و سیاست و نه از دین اسلام چیزی میدانستند.

مطیع و گردن نهاده بدستور اربابانش،چنین نقشی را بازی کردند.

اشخاص کودن و دون همت را جستجو،لقب ملا و عالم دین را چون عمامه برسرش پیچ و تاب دادند، و اژدادش سرخ آبی و لاتی که صندوق پر از گیل و پارچه های کلالی را بنام طلا و نقره از انگلیسها تحقه و به مجاهدین راستین راه حق و آزادی خیانت کردند.

طالبان اکثریت شان فقیر و بی سواد بودند که حتی شهر را ندیده و از زنده گی شهری و اجتماعی چیزی نمیدانستند،بدستور اربابانش به جان و مال برادران آریائی شان چون درنده بر ظمعۀ حمله ور میشدند.

جنرال بابر پس از دیدارهای پی در پی و متعدد در کویته،پشاور و اسلام آباد بر نقاط آتی توافق صورت گرفت.

1. تصرف کندهار به عنوان پایگاه اصلی طالبان.

2. تصفیه منطقه از گروه های جهادی و خلع سلاح مردم خصوصاً آریا زمین(مردم آریا نژاد) که حامی اصلی میهن،محافظین فرهنگ،وارثین شهداء و مبارزین افتخار آفرین سطر تاریخ کشور خویش هستند.

3. باز گشای راه تجارتی بسوی آسیای مرکزی از طریق کندهار تورغندی.

4. توافق با عودت شاه سابق بحیث شاه مشروطه یا(رئیس جمهور) که یگانه غلامک با وفا،مورد اعتماد متجاوزین و غاصبین بود.

5. جلب و جذب افسران کمونیستی خصوصاً جناح خلق(تنئی)که توسط (آی-اس-آی) در پاکستان تنظیم گردیده و سپردن ماشین های جنگی به آنان و استفاده اعظمی از مهارتها و احساسات قوی و نژادی شان.

6. جذب پشتونهای مرزی به عنوان نیروهای خاص جنگی.

اینها افراد و اشخاصهای بودند فاقد علم و فرهنگ،از نسل ملتانیهای بریتانیه،نوع زنده گی شان حیوانی ماده و ماده گری از نوع خورد و نوش وغرایز جنسی و در برابر ماده(پول)از هیچ چیزی دریغ نمیکردند،قتل عام ملت آریائی نژاد در شهر مزارشریف و صفحات شمال به فرمان ملا عمر که حتی به نباتات و حیوانات بز،گوسفند،خر و خرکاری رحم نشد.

ریشه کن کردن درختان و تاک باغهای شمالی،به آتش کشیدن مزارع کشاورزان از نوع وحشی گری همین چادر نشینهای ملتانی بریتانیه میباشد که صفحات سیاه ننگین چون اژدادش امیر عبدالرحمن خان،شاه شجاع و...بجا گذاشتند.

قسمت باقی ماندۀ این پروژه را کابینۀ بوش در راَس(ملا کرزی)با شعار عدالت و دموکراسی با تیم کاری لکس نکتائی دار با همکاری رهبران ملیت فروش قرن21 به پیش میبرد گاه-گاهی با چشم گریان که در حقیقت تمسخر نیشخند است به چشم گریان آلود حقیقی این ملت آزاده خفته در خون و گاهی هم با لب خندان،جسور با هزاران مکر و میله.

         پاکستان وظایف ذیل را به عهده گرفت:

1- جمع آوری پرسونل،آموزش و ترینینگ نظامی آنان.

2- کمکهای مالی و اکمال مواد سوخت،البسه و مواد غذائی.

3- تشکیل قطعه چند صد نفری کوماندوی ورزیده از افسران متقاعد اُردوی پاکستان،برای این منظور که هرگاه حرکت و هجوم در خط اول با مقاومت جدی جهاد مردان تاریخ،قهرمانان دوران،مبارزین واقعی میهن مواجه گردند،این قطعه مجهز ورزیده و تجربه کار نظامی با استفاده از تاریکی شب به منطقه اعزام گردد تا مقاومت دلیر مردان ما را شکسته و راه را برای متجاوزین و غلامکهای بادیه نشین بی فرهنگ ملتانی نژاد باز کند.

4- کار اوپراتیفی میان قوماندانان جبهات غرض انضمام با حرکت طالبان و تقبل همه مصارف لازمی ماننده:

   دادن چند میلیون دالر به حاجی قدیر جهت تسلیمی مشرقی،یک میلیون دالر به جنرال دوستُم که به تحریک طالبان تسلیم شود،همان بود که با گرفتن یک میلیون دالر از ایران به مفهوم اینکه با طالبان سر تسلیم خم نکند بطرف ازبکستان فرار نمود و یک مقدار پول را به سربازان جنبش بنام معاش توزیع نمود تا باعث سدر راه ایشان نگردند.

مادر نازائی طالبان ملا بوتو در مصاحبه تلویزیونی (بی-بی-سی) در برابر پرش خبرنگار که چرا پاکستان از حرکت ارتجاعی طالبان حمایت میکند گفت:پاکستان درین رابطه تنها نیست،پلان این پروژه از انگلیسهاست، سر پرستی اش بدوش امریکا و تمویل آن از کشورهای خلیج است.پاکستان تنها آموزش آنان را به عهده و از مادری خویش رفت.

کمکهای را که احزاب جهادی در دوران جهاد از غربیها خصوصاً امریکا در برابر قشون سرخ مستفید گردیده بودند،بعد از پیروزی جهاد مردم افغانستان آن کمکها در اختیار رژیم طالبان که در حقیقت جنگ یهودینزم ملتانی بریتانیه و مسلمانان آریا نژاد بود قرار دادند.

طالبان بطور علنی به سربازگیری در داخل پاکستان شروع نمودند،مدارس را تعطیل اعلان و درهای شانرا بستند و افراد مسلح وغیر مسلح،متعلمین و طالبان مدارس را در جبهۀ جنگ به افغانستان فرستادند.

همچنان غند نصرت دربلوچستان ایران که رهبری آنرا یکی از احزاب جهادی به عهده داشت با سازمان تروریستی بین المللی(القاعده) و تحریک طالبان همنوا در برابر حکومت اسلامی مجاهدین افغانستان که در حقیقت مبارزین آریائی نژادها بودند با شعار الحب الوطن من الایمان در سنگرهای داغ جهاد و مقاومت مانند اژداد و نیاکان شان از وجب-وجب خاک سرزمین قهرمان خیز آریا،استقلال و آزادی،منافع ملی،نوامس ملی و علیای کشور از هیچ نوع ایثار و قربانی تا سرحد پیروزی دریغ نورزیده،بزرگترین فرزندان و قهرمانان را قربانی آزادی کشور خویش نموده تا پیروزی کامل در برابر سازمان شیخ الشیاطین از پای نخواهند نشست.

عدۀ از شخصیتهای آگاه و اعضاء پارلمان پاکستان در مداخلات این کشور اعتراض نموده گفتند:مانند میرا اسلم بیک لوی درستیز سابق آن کشور،جنرال بابر را متهم به سر پرستی از رژِیم طالبان نمودند:

1- جنرال بابر لوی دریستیز طالبان است.

2- او میخواهد مثل سوبه هند افغانستان را توسط طالبان فتح کند.

جنرال بابربه امریکایها اطمینان داده بود که طالبان با عودت شاه سابق موافق بوده و میتواند همۀ افغانستان را تسخیر کند. و این موضوع با داکتر نجیب،صبغت الله مجددی و پیر سیدگیلانی که از بقایای پیش خدمتان خاندان شاهی میباشد و به احتمال آنکه در شهادت رساندن امیر حبیب الله خادم دین رسول الله  با دعوت خائن ملی نادرشاه خاندان مجددی دست داشته باشند چنین توافق عودت پیر مجددی شاه بق صورت گرفته بود.

آری! درین تهاجم گسترده علیه حکومت اسلامی جهاد و مقاومت مردم افغانستا دکتور دانشمند غرب زده نورالحق(احدی) رهبر گروه(اوغان ملت)از نسل ملتانی چون ماری از آستین دوست بر جان و تن درختان و تاک باغ های شمالی فتوای ریشه کن کردن آنها را میدهد.

احدی با دل پر از کینه و کدرت علیه ملت آریا نژاد فرمان میدهد که: درختان و تاک باغهای شمالی را ریشه کن و زمینهای شان برای طالبان توزیع شود. همان بود که چادرنشینهای ملتانی الاصل تشنه در خون با قوت چند مملکتی در تاک باغها و زمینهای زراعتی حمله ورشده درختان را ریشه کن،مزارع کشاورزان را آتش زدند. اما بخت به احدی یاری نکرد که طالب کدام مملکت مستحق توزیع زمینهای این ملت خفته در خون میشدند؟

احدی باری با لباس دیگر،قیافه لُکس و شعار عدالت با ملاکرزی وارد افغانستان شد و پست وزارت مالیه را غصب و خیال ریاست جمهوری را بر سر پرورانید. اما سوالیکه تا هنوز جواب نیافته و در لفافه با قیمت خاک افغانستان(آریا زمین)است که در طول تاریخ بهای بسیار سنگی در حفظ و استقلال آن ملت آریا نژاد تقدیم نموده است.

     جنرال بابر و شبکه(آی-اس-آی)به امریکا مواد ذیل را اطمینان میدادند:

1- طالبان بنیادگرانیستند.

2- از رژیم طالبان کدام خطری متوجه منافع غرب در منطقه نمیباشد.

3-  طالبان در برخی نقاط بنیادگران جهادی را عقب زده اند.

          احزابی که با طالبان سر تسلیم خم کردند قرار آتی ذیل است:

1-حزب اسلامی به رهبری مولوی خالص.

2- حزب حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی   محمدی.

3- حزب محاذ ملی به رهبری پیر سیدگیلانی.

4- حزب نجات ملی به رهبری حضرت صبغت الله مجددی.

5- حزب وحدت اسلامی به رهبری استاد عبدالعلی مزاری که بعد از توافق و تسلیمی به شهادت رسید.

6- حزب جنبش ملی به رهبری جنرال دُوستُم که بعد از معامله گریهای نقدی وسیاسی فرار را برقرار ترجیع داد و راه ازبکستان را در پیش گرفت. از همین سلسله معامله های نقدی و سیاسی جنرال ملک پیشگام و بلاخره سبب قتل عام در صفحات شمال(آریا زمین) و راه را برای تروریزمهای بین المللی در شمال باز کرد.

اگر طالبان توافق شانرا با عودت شاه رسماً اعلام کرده میتوانستند،طالبان جناح امریکا چون ملاکرزی قدرت رهبری را بدست گرفته میتوانست،امریکا به سادگی به رسمیت شناختن اداره رژیم شان را اعلام میداشت. ملاکرزی با درک اوضاع و از چند پارچه گی  طالبان استفاده سوء نموده صبغت جست،ظاهر خان را پدر خواند و اربابش را پدرکلان و اعتماد که لازم بود از غرب(امریکا و انگلیس) کمائی کرد. درینجا بود که امریکایها طالبان چند گروهی را متهم به نقض حقوق بشر نموده مؤقتاً از اکمالات خویش کاست و معبر دیگری باز نمود و ازین معبر که عبارت از جلسه(بُن) با مشارکت چند کشور تحت عنوان مبارزه با تروریزم بین المللی و القاعده ملاکرزی را رئیس جمهور،کالبد ظاهرخان را بابای ملت،شاگردان هوتل،دزد و قاچاقبر را از تسلیم کرزی وزیر و مشاور و ادارۀ حکومت را غصب کردند.

اکنون که یک شاخۀ از گروه طالبان و تروریزمهای بین المللی که به قدرت نرسیده بنام جهاد علیه نیروهای خارجی و حکومت ملاکرزی در ظاهر شعار جهاد و در باطن مصروف قاچاق و ترافیک مواد مخدر،آدم رُبائی،آتش زدن مکاتب،مدارس و مساجد،مسموم ساختن شاگردان که در حقیقت دشمنی نه تنها با نسل بشر بلکه دشمنی آشکارا با فرهنگ و طبیعت است تا بهانه ای باشد برای رسیدن به قدرت و غصب این سرزمین.

اکنون شوراهای ملا نماهای بی خبر از قضیه و جرگه های محلی و قومی و تلاش بی احد  و اندازۀ ملاکرزی از یکطرف و رشد همه روزۀ ملت آزادی خواه،شهر نشینهای شهر متمدن خراسان،شهر حماسه سازان،لاله گلهای هندوکش،باغستانهای همیشه بهار شمالی،دومین پایتخت و شهر بزرگ آریا،نماد ارزشها و شهکاریهای ماندگار،فرهنگ و تمدن باستان آریائی از طرف دیگر بالای ملاکرزیها چنان تاّثیر نموده که آنان به تکلیف روانی گرفتار شده اند  که تکلیف خطرناکتر از جابجائی تروریزمهای بین المللی،قاتلین میلیونها افغانهای آریا نژاد،دشمنان میهن، دشمنانیکه حتی به نباتات و حیوانات رحم نکردند،اکنون با کدام نام و لقب و با کدام نوع لباس و قیافه به ادارۀ حکومت جابجا نماید و نخست طالبان کدام مملکت را جذب خواهد نمود و موضوع بسیار مهم چراغ سبز از جانب امریکاست که کدام طالب و تروریزم را به چه شکل بقدرت خواند رساند؟ مشکلی دیگریکه دامنگیر ملاکرزی شده طالبان ایرانی است. و اگر این گوشت قربانی شمالی قدیم تمدن باستان آریا نژاد تقسیم شود سهم به طالبان ایرانی توزیع خواهد؟ واگر چنین شود اینقدر تلفات و مصارف وهابی نیزم سعودی بهدر نخواهد رفت؟ و انگلیسها چنین سهم و تقسیم بندی را قبول خواهند کرد؟

       رژیم طالبان از نیروهای ذیل تشکیل شده است:

1- افسران متقاعد و کارشناسان پاکستانی.

2- افسران کوماندوی پاکستان.

3- کسانیکه با شبکه های  بیرونی ارتباط محکمی دارند.

4- طالبان روستائی و چادر نشینان مرزی که خط مقدم جبهه را نیز تشکیل میدادند.

5- کمونیستهایکه در دوران جهاد در ارتش سرخ از جهاد مردان صدمه دیده بودند مانند:

آقای حنیف اتمر(خادم ملاکرزی) که قبلاً در ریاست امنیت دولتی(خاد)پلانها و نقشه های (کا-جی-بی) را پیش میبرد که توسط مجاهدین یک پایش را از دست داد.

6- افسران کمونیستی که در کودتای تنئی وارد پاکستان و بعد(آی-اس-آی) آنها را تربیت و تنظیم نموده بود.

7- افسران کمونیستی که بعد از سقوط کابل بدست مجاهدین،کابل را ترک در پاکستان(آی-اس-آی) آنها را منسجم ساخته بود.

8- گروه از طالب مدارس و ملا نماهای منطقوی که با عرف محلی و قومی هر چه عوام بر آن باورمند بودند و آنچه از اژداد خویش به ارث برده بودند. و گروه های  تبلیغاتی ملتانی،پنجابیها و... با همکاری شبکه(آی-اس-آی) تبلیغ را به راه انداختند که حکومت اسلامی مجاهدین افغانستان نوع از حکومت کمونیستی است و جهاد در برابر آنان فرض میباشد. و هم چون مسائل زبانی،سمتی،مذهبی،نژادی و... خصوصاً پیروان مکتب جعفری را کفر خطاب میکردند و دشمنی مرموزانه با مکتب امام اعظم(رح) که پیروان این به بنیادگران و تفنگ سالان متهم شدند.

اینکه کابینه و رئیس کابینه ملا کرزی از بقایای رژیم طالبان میباشد،اما به مراتب خطرناکتر از ادارۀ گذشتۀ رژیم طالبان است. این ادارۀ مذ دور و دست نشانده با پشتبانی بعضی از کشورهای ائتلافی در افغانستان حکومت را بسوی بک ملیتی و فاشیستی مبدل نموده و چند رهبر ملیت فروش قرن عصری(21) با استفاده از نام نماینده گی از ملت در برابر پول و معامله های سیاسی باعث تباهی ملت آزاده و مملکت خواهند شدند.

9- گروه نظامیان مجهول الهویت ذلو جهین خارجی های چند کشوری خصوصاً ایران که از یک طرف نماینده و دیپلمات هایشان شانه به شانه قهرمان ملی کشور و از سوی هم با طالبان کمک هایی میفرستاد و افراد شانرا در خاک ایران آموزش نظامی میدادند. و همکاری با شبکه تروریستی القاعده و... همچنان زمینه انتقال تروریستها به شمال کابل و زمینه ملاقات که در حقیقت مساعد نمودن زمینه انفجار بود  رهبر فاشیست وهابی نیزم سیاف رهبر حزب اتحاد اسلامی که از دوران جهاد با این شبکه ارتباط و همکاری داشت. توانستند قهرمان ملی کشور را با مکرو میله های شیطانی شان به شهادت برسانند.

بعد از اینکه عودت شاه از رسانه های خبری پخش شد و ظاهرخان دریک رسانه خبری اعلان نمود که در هفته چهارم وارد کابل میشوم،این اعلان عدۀ از طالبان را که در خط مقدم جبهه جنگ قرار داشتند مشوش ساخت و همان بود که زمینه سازی جنرال بابر و مولانا فضل الرحمن در مورد بازگشت شاه سابق ظاهراً به ناکامی انجامید.

اینجا بود که امریکا تغیر جهت داده،منافع خود را در وجود رژیم ساخته دست خویش تقریباً بی اثر خواند و از طرفی هم این پروژه به چند دسته گی و گروهک های کوچک داخلی تقسیم شده بود. امریکایها با یک زاویه سیاسی از کمکهای خویش کاست و در باز نمودن معبر دیگری که عبارت از جلسه(بن) میباشد با مکرو ترفندهای ویژه همراه با (بی-52) که تا کنون جان هزاران انسان بیگناه را گرفته و شوراءها،جرگه های فاشیستی را که ملاکرزی برای فریب این ملت بیچاره و در خون خفته در پیش گرفته زایدۀ معاهده های ننگین همین ملیت فروشان قرن(21) در تاریخ کشور ما میباشد.