تجمل گرایی آفت جامعه است؟ اثر حرمنش
بخش دوم
چگونه میتوانیم از تجمل گرایی ورفاه زدگی جلوگیری کنیم!
تجمل گرایی چیست؟
1 - تجمل گرای به معنای خود ستایی و بزرگ بینی و گرايش به آن و يكی از پديدههای نا بهنجار اجتماعی بشمار میرود که فرد تجمل گرا مبتلا به يك بيماری روان شناختی وخود بزرگ بینی است. تجمل گرای رذیلت نیست ولی آثار بد آن خطر ناکتر از رذیلت اخلاقی میباشد.
تجمل گرایی دارای دو بخش تجمل و گرایش به آن است، در تعریف این دو باید گفت، تجمل به معنای زینت دادن و آراستگی ظاهری بوده و گرایش به آن نیز به معنای رغبت و میل به ظواهر زندگی است.
در این تجمل گرایی اگر اقدامات انسان از آن حد متعارف خارج شود گرفتار تجمل گرایی منفی شده است که آن نیز خود به دو بخش کلی تقسیم می شود، یکی در بخش زندگی خصوصی انسان ها از لحاظ پوشش، مسکن و لوازم زندگی است، اگر انسان در این حوزه و در این بخش از زندگی خود از حد مجاز خارج شود دچار تجمل گرایی منفی شده است.
تجمل گرای و زور آزمای ثروت پیامد های زیانباری را بدنبال دارد و تجمل گرایی نماد بارز مال دوستی و دنیا زدگی است. وقتی تجمل گرایی به اوج خود رسید و به دنیا پرستی گراید، سبب لغزش ها و بد بختی جامعه میگردد و انسان را از راه کمال و خدا پرستی باز داشته وبا برخ کشیدن ثروت خود را برتر میشمارند،غافل از اینکه ملاک برتری انسان ایمان خداوند و تقوا وساده زیستی به رویش انبیاء و خلفای صدر اسلام است وبس.
آنان هیچ گاه تسلیم به نفس دنیا پرستی نشدند و به خدا رجوع کردند و از هوای تجمل گرایی و دنیاطلبی از خداوند مدد خواستند و در برابر وسوسه های دنیوی مردانه استادند وساده زیستند.
ريشه تجمل گرایی در امور چون تكبر و تفاخر و مانند آن است و حقيقت ريشه اين ناهنجاری رفتاری را ميی بايست در بيماریهای روانی افراد جست وجو كرد؛ زيرا مشكلات روانی چون احساس خودبزرگ بينی، خودپسندی، تكبر و فخرفروشی و تفاخر مردم را به سمت و سوی تجمل گرايی می كشاند و زمينه ساز اسراف و تبذير میشود
سبب دیگری تجمل گرایی فقر فرهنگی میباشد که فرد به دنبال تجملات میرود و تمام زندگی را در آن خلاصه میکند ودارو ندارش را به رخ مردم میکشاند و خود را بر تر حساب میکند، خصوصاً در مصارف های گذاف ومحافل های مبتذل.
این گونه افراد می کوشند تا در قابت های ناسالم جامعه و در هم چشمی با رقیبان از حد اکثر تجمل گرایی استفاده برند ومی لافند من در هیچ عرصه ای از دیگران کم ندارم تا احساس حقارت کنم ،مبتهج هستند وبا خود می بالند.
تقلید نیز یکی ازعوامل تجمل گرایی است که فرد به آن مبتلا میشود و یا به عباره دیگر گروهی از مردم به تقليد رو می آورند وبه تجمل گرایی گرفتار میشوند، و امروز نیز بسياری از مردم اند که الگوهای خود را از رهبران جامعه خويش میگیرند، در جامعه سنتی وعقب افتاده این مبراتب این عمل زننده تر از هر عمل دیگر است.
رهبران جامعه بایست طوری شایسته و ساده زست نمایند والگوی خوبی برای جامعه ، جوانان ونو جوانان باشند نه آنکه خود باعث گردد تا افراد به تقلید ازحاكم جامعه ورهبر به تجمل گرایی رو آورند.
رهبر باید خود از تجمل گرایی، دنیاپرستی،حب جاه ولذت گرایی پرهیز کند، زیرامردم با تقلید از رهبر و مسؤل امور جامعه از طرز ظاهری و تا اهداف جاه طلبی و تجمل گرایی و ثروت اندوزی
آنها الگو میگرند واین خود یکی از شکل گیری تجمل گرای در جامعه است.
لذا با شعار علم به عمل وسرمشق قرار دادن هدایات و رهنمود های الهی و توکل به الله پاک، با هدف اصلاح جامعه از رواج ها و فرهنگ های فاسد کننده وتقلید ها وارد شده جامعه شده از آلوده گی ها به فساد با حذف چشم و هم چشمی، رواج دادن علم و دین داری میتوان جلوی تجمل گرایی را تا حد زیادی گرفت با عمل به ارزش های تعریف شده مخصوصا از سوی فرزندان صدیق وفادار به میهن و خدا پرست و شخصیتهایی که دارای ردههای اجتماعی و خدا جو هستند و ایمان به محبت وطن خویش دارند وتأثیر گذار در جامعه هستند میتوان تا حدی جلوی تجملگرایی چشم و هم چشمی را گرفت و این پدیده را از جامعه و منطقه بر داشت.
یکی دیگر از آفات تجمل گرایی نادیده گرفتن و هم ضعف اخلاق اجتماعی و تربیت ناسالم اجتماعی است که به تجمل گرایی وتقلید گرایش پیدا میکنند و خود را از دیگران متمایز می دانند و آفت طبقات اجتماعی را به بار می آورند، اینجاست که طبقه متوسط و کم در آمد جامعه مورد تهدید تجمل گرایان و اربابان زور قرار میگیرند و زمینه ای درآمد های حرام، فشار بر قشر طبقه پاین و متوسط جامعه، فساد مالی، رشوه، رکود اقتصادی و زینت های ظاهری، مصرف گرایی، ازجمله عوامل است که جامعه دیگرگون و خساره مند گردیده، آرامش و آسایش سلب میشود.
همچنان عوامل دیگری از تجمل گرایی دور بودن افراد از اصالت خویش است که در فرهنگ بیگانه بزرگ شده و یا تحت تأثیر مدل های بیرونی قرار گرفته، فساد تجمل گرایی را در جامعه رواج میدهند خصوصاً اینجوهایکه عمداً وظیفه دارند تا فرهنگ های اصیل اسلامی، رسم ورواج های یک جامعه را دیگرگون سازند، با تأسف و تأثر کشور ما نیز یکی از کشور های آسیب پذیری است که دشمن در درون قلب این خانه لانه کرده، با طرح ها و دسیسه های شیطانی میخواهند هویت اصیل و فرهنگ این جامعه را از میان بردارند.
ولی زندگی مؤمنانه وادیب و داشتن ایمان واعتقاد به خدا یکی از ویژگی های مهم زندگی است که به سبب این اعتقادات و ایمان، از تجمل گرایی و هم چشمی دست برداشته و یا اصلاً دست به چنین عمل نزده و آنچه خدا دستور فرموده عمل کرده که می توان چنین افراد جامعه را مؤمین خطاب کرد وهم هستند کسانی که در ظاهر ادعای مسلمانی دارند و کوشش میکنند در صف اول جماعت جای اخذ کنند ولی در عمل آنچه را خدا دستور داده جامه عمل نمی پوشند، رو به تجمل گرایی می آورند، این طبقه از مردم را میتوان مسلمان خطاب کرد ونه مؤمین، چون اینها زندگی مؤمینانه ندارند وسعی بطرف چشم وهم چشمی، قدرت و ثروت و جمع آوری مال دارند.
از سوی هم تبلیغات سوء و رواج فرهنگ بد موجود در جامعه از سوی نهاد های دخیل بدان دامن میزنند و دایم المدت فلم های غیر اخلاقی و غیر دینی و انعکاس سریال های مبتذل از تلویزیون ها و عدم جلوگیری از پخش آن، بطور قطع جامعه را بسوی بد فرهنگی و تجمل گرایی میکشاند وزمینه فساد را فراهم میسازد.
تجمل گرایی و رفاه زدگی که در جامعه سایه افگنده، برداشته نشود ملت و مردم بر پا استاد نشوند مشکلات خطرناک را برای جوانان بار خواهند آورد و یکی از تجمل گرایی کمر شکن برای جوانان تازه داماد محفل عروسی است که بطور قطع خلاف اصول واساسات دین مبین اسلام است.
برای جلوگیری از رواج های فاسد نو پیدا در جامعه تبلیغ آموزه های دینی وسیله مهم و ابزاری است که میتوانیم از آن استفاده درست و عظیم نمایم و خوب ترین ها را درین را ستا بگماریم، نه آنان را که آلوده هستند و با آلودگان سروکار دارند و در فقر فرهنگی زندگی بسر می برند، زیرا فقر فرهنگی خود انسان را بی اراده نموده به هر طرف برای دنیا طلبی دست و پا میزنند و به تجمل گرایی گرایش پیدا میکنند.
و حتی برخی را می بینیم که به نسبت عدم درک و شناخت از فرهنگ کهن جامعه خویش بی خبرند و به کاستی های درونی خود مشغول اند و این دو اصل سبب گرفتار شدن فرد به مرض تجمل گرایی و رفاه زدگی میگردد.
خداوند تبارک وتعالی در مورد آنانیکه روحاً وقلباً به امراض نازپروردگی و رفاه زدگی وخوش گذرانی وتجمل گرایی مبتلا شدند، نابودی وهلاکت را به دنبال دارند ارشاد می فرماید:
وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَـهَا تَدْمِیرا؛
و هرگاه بخواهیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، رفاه طلبان و خوش گذرانانشان را وادار به فساد می کنیم و وقتی در آن به فسق و انحراف پرداختند و سزاوار عذاب گردیدند، آن گاه آنجا را زیر و زبر می کنیم و به شدت نابودشان می سازیم.
از آیه فوق چنین استنباد میشود که رفاه زدگان به اثر فسق و بی بندوباری جامعه را به انحطاط و نابودی می کشانند و اینها به گناه ومعصیت گرفتار میشوند و به تحقیق بقای شان نابود وزایل میگردد.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم خبر از زندگی آیندگان می دهد به گرایش افراطی به سمت تجمل گرایی و رفاه زدگی اشاره و عوارض نامطلوب آن را بیان می کند. در همین زمینه در حدیثی از حضرت پیغمبراسلام محمد مصطفی (ص) را نقل میکنم که می فرموده است :
سیأتی من بعدی اقوام یأکلون طیب الطعام و الوانها، و یرکبون الدّواب و یتبرّجون تبرّج النساء و زیهنّ مثل زیّ الملوک الجبابرة و هم منافقوا هذه الامّة فی آخر الزّمان محاریبهم نساؤهم، و شرفهم الدّراهم و الدّنانیر.
به زودی بعد از من مردمانی می آیند که غذاهای لذیذ و رنگارنگ می خورند و بر مرکب ها سوار می شوند ... مانند زنان خود آرایی و جلوه گری می کنند و هیئت شان هیئت سلاطین متکبر و گردنکش هستند. آنان منافقان آخر زمان این امت اند ... قبله گاهشان زنانشان است و شرافت و شخصیت شان پول و ثروت شان.
حال زمان آن رسیده است که با پدیده زشت رفاه زدگی ونازپروردگی جامعه انقلاب عظیم سرتاسری را از بطن جامعه با توده ها وقشر های روشن ضمیر ساده زست خدا پرست میهن دوست آغاز کرد وعموم جامعه را از تجمل گرایی و رفاه زدگی بر حذر داشت و آنان را به ساده زستی هدایت نمود وکاخ نشینان که به یک هنجار اجتماعی مبدل شده ومورد نفرت همگان قرار گرفته و رفاه زدگی، تجمل گرایی و نازپروردگی را به یک فرهنگ مبدل کرده اند، مبارزه نمود.
2 -
علایم دیگری از تجملگرایی و غافل شدن از خداوند منان ما لپرستی است و یکی از جلوههای برجسته دنیا پرستی بشمار میرود و تجمل گرایی نماد بارز مال پرستی و دنیا زدگی سرآغاز همه بدبختی ها و زشتی های جامعه است . وقتی مال دوستی به اوج رسید و به مالپرستی گرایید، عامل بسیاری از لغزشها میشود و انسانها را از راه کمال باز میدارد.
اگر به تاریخ انیاء نگاهی بی اندازیم مخالفان یعنی منافقین ومنکرین انبیاء ما را به این باور می رسانند که آنان با به رخ کشیدن ثروت، خود و هوادارانشان را برتر می شمردند غافل از اینکه تنها ملاک برتری در اسلام، خدا پرستی، تقوا، ساده زیستی و همانا روش و منش انبیای الهی و پارسایان امت اسلام است؛ همان راهی که انبیاء، خلفاء صدر اسلام، صحابه کرام و امامان وپیشوایان اسلام در صفحات تاریخ ترسیم کردند . آنان در برابر وسوسههای دنیوی، مردانه ایستادند و هیچ گاه تسلیم زر، زور و تزویر نشدند واز حب دنیا دوستی پرهیز کردند و دنیا پرستان را نکوهش نمودند و اصلاح جامعه را در اولویت وسرمشق کاری خود قراردادند.
درحالیکه آنان میتوانستند همچون دیگران از مواهب دنیا بهرهمند شوند، ولی چون در جایگاه رهبری و امامت بودند، حتی از ضروریات زندگی نیز گذشتند تا الگو ونمونه و سرمشقی باشند برای نسل موجود وخاصتاً آیندگان. متاسفانه در طول تاریخ کسانی که باید چشم بیدار اسلام و پاسدار ارزشهای اخلاقی باشند و سیره معصومین(علیهمالسلام) را در پیش گیرند، بیصبرانه به ثروت اندوزی و تجملگرایی روی آوردند و راه را از بیراهه باز نشناختند تا بدان جا که به تدریج، مالدوستی به دنیا گرایی و دنیا گرایی به شهوت رانی و سودجویی و در نهایت، سست شدن ارزشها انجامیده است وامروز اندک ترین ارزشی دربین جامعه ندارند ودر نزد مردم وملت خویش بی باور وسبک معرفی شدند، اینها فکر میکردند به آقای بشر دوست با شیر چورکردن ها و چپاولگری ها، زراندوزی ها وساختن بلند منزلها بجای میرسند اما غافل از اینکه نه تنها از راه خدا منحرف شدند و مورد ملامت خداوندی قرارخواهند گرفتند از جایگاه اجتماعی نیز سقود کردند وامرزو می بینیم که جز چسپیدن در بغل دشمان و حامیان تروریزم برای حفظ بقای خویش، جای دربین هم قطاران و هم سنگران دیروز خود ندارند، از اذهان عامه خصوصاً مجاهدین ومبارزین راستین این وطن،علماء وراحانیون نقطه سنج وجوانان آگاه و بیدار این سرزمین .
درحالیکه هماره انبیای الهی از حضرت آدم تا ختم رسول کریم سرورکائنات، صحابه کرام، خلفای راشیدین، امامان اهل بیت(علیهمالسلام) همواره در هر نقطه از تاریخ خطر وابستگی و دلبستگی به مادیات ودنیا پرستی، تجمل گرایی را گوش زد کرده اند و هر کدام از دل چسپی به دنیا پرستی بیم داده اند ومنع فرموده و خداوند کریم اعمال و سرنوشت دنیا پرستان در قرآنکریم واضح بیان ومنع شده و دستور پرهیز از مال دوستی جمع آوری مال وثروت و دنیا پرستی را حکم نموده است.