غفلت زدگی جامعه و مردم !
قسمت اول :
غفلت زدگی مردم و جامعه
اثر حرمنش نهم دلو 1394 مطابق 29 جنوری 2016
یکی از مهمترین عواملی که موجب می شود تا انسان به دنبال چاره اندیشی برای نجات هر چه سریعتر از ورطه غفلت بیفتد شناخت پیامدهای منفیی است که به موجب غفلت دامنگیر انسان می گردد ..........
و یکی ازوظایف مؤمنان مشوره دهی و هدایت گری با اندیشه های تعالی و خرد اعلی با پاکی و تذکیه نفس در راه سعادت ملت، خود، رهبر و نجات جامعه ای مسلمین از خطاها، لغزشها و علی الخصوص سد راه رهبر در آ ن مسیرست که به غفلت قدم بر میدارند میباشد یا به عباره دیگر مؤمنان دلسوز همدیگرند وقتی می بینند که دوست مؤمنشان و یا یکی از مسؤلین که به سبب اعتماد و رأی ملت انتخاب گردیده در غفلت و اشتباه است نمی توانند بی تفاوت باشند، آنها را به خوبی ها سفارش کنند و از بدی ها باز دارند، تا با مشور ه های نیک و ایده های سالم روشن در بسا موارد می توانیم با گزینش دوستان مؤمن در حلقات رهبری مشاورین امین و عالم ، آگاه از مسایل اجتماعی و سیاسی و بیدار کار فهم در امورات نظامی و عامل از خیرخواهی هایکه در آنها نهفته است استفاده عظیم کنیم و حتی خودمان برای پیشرفتمان از آنها بخواهیم که عیب های ما را گوشزد کنند.
حضرت پیامبر اکرم (ص) می فرماید: مؤمن آینه مؤمن است. و همچنان حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند بهترین برادران من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.
غفلت زدگی امراض است تدریجی که انسان را گام به گام به تدریج به سوی پرتگاه میکشاند وبا وسوسهای شیطانی چنان سرگرم مجالس ها و داد و ستید نگه میدارد که سقود ملت و جامعه قابل لمس است، وهر از گاهی به اثر غفلت زدگی قدم به قدم ناخود آگاه بسوی نیستی پیش میرویم، نیرویکه باز دارنده ای این امراض مهلک و کشنده است است مشاور خردمندیست که افسار مرض غفلت زدگی را با هوشیاری ذهن، هوش، پاکی نفس ، عشق بوطن و جز سرفرازی ملت خویش چیزی بر سرندارد و مجلس را زیر ذره بین عقل قرارداده بقبضه میگیرد.
رهبر سالم درست کار از بیماریهای معنوی، تکبر، خشونت، معامله گری، حیله گری و نیرنگ با ملت و امتیاز دهی و باج دهی به دشمن، پاک و مبراء بوده، از تمام فضایل اخلاقی و سجایای انسانی برخوردار میباشد .
سلامتی اندیشه و پاکی نفس نعمتی است که صلاح و رستگاری واقعی را در زندگی انسان متجلی می کند و در پرتو آن می توان به تأمین نیازهای معنوی، جسمی، روانی، و... پرداخت و آن را مبنای توسعه جامعه انسانی دانست. علاوه بر آن انسان موجودی است که مرز مشخصی بین ابعاد جسمی و روانی اش وجود ندارد و پیوسته تأثیر و تأثر متقابلی بین او و محیط زندگی اش در جریان است. پس سلامتی را می توان حالتی از تعادل بین اعمال جسم، روان و محیط دانست که شخص در وضع موجود بتواند به راحتی زندگی کند و احساس نشاط و دلخوشی داشته باشد و در جامعه نیز احساس بیهودگی ننماید
پس در یک جمله می توان گفت: سلامتی وجدان، پاکی نفس از آلودگی ها و اراده نیک یک هدف اجتماعی جهانی است که برای مقابله با امراض ساری غفلت زدگی، خود فروختگی ها و بد معامله گی و حیله گری در برابر ملت بشمار میرود.
قرآنکریم کتابیست رهنماء و تکمیل کننده ای اندیشه ها و مسیر انسانی و معارف الهی که هرچه انسانها در آن تدبیر و تفکر نمایند درهای بیشتر و رموز سعادت مسلمین و نیکبختی جامعه در آن گشوده تر خواهد شد و وسوسه های شیطانی و امراض غفلت زرگی را از اذهان محو، با آیات و نشانه های روشن و روش مدریت و رهبری امت مسلمه را راهبر است.
قرآنکریم بیماریهای معونی و غفلت زدگی را درمان میکند و هرگاه دچار امراض غفلت زدگی نابینایی، نا شینوایی و لال شدیم از قرآن مدد بگیریم و به قرآن رجوع کنیم، تا از شر کوری ، کری و بی زبانی و فته و شرور انفاس رهایی یابیم و در مسیر اصلی همانا خدمت به ملت و نجات جامعه است با مدریت عقل که خدای درونی انسان است پیروز مندانه بدر آیم. و یکی از امراض نا شناخته درونی ما که انسانها دچار خطا و لغزش میشوند و در وجود اکثر رهبران امروزی ما قابل لمس است و امراض بی باوری را در جامعه میکارند و حاصل بد آن دامن گیر ملت ضعیف ناتوان و کم مان میگردد مرض عجب است که انسان را با خود بینی اعمال خود را بزرگ فرض میکنند و خود را مستقل و همه کاره و هر آنچه بدست آمده مرتبط به خویش دانند و بلافند که من فلان کار بزرگ را انجام دادم و فلان مصیبت را که دامنگیر ملت شده بود در مبارزه بر خاستم و آن را محو نمودم و امثالهم، حال آنکه واقعیت امر چنین نبوده، با خود بزرگ بینی اگر اندک اعمال صالح هم داشته زایل کرده و آن را از دست داه است و خداوند در سوره نساء آیت چهل ونهم چنین می فزماید :
آیا آنان را ندیدهاى که خویشتن را پاک و بىعیب جلوه مىدهند و خود را به پاکی می ستایند و پاک میشمارند و خود ستایی میکنند، بر بشر نسزد که خود ستایی کنند و این خود ستای ها هیچ ارزش و اعتباری ندارد، بلکه خداست هرکه را بخواهد بر اساس ملاک های تعین شده از سوی خویش می ستاید و هرکه را خواهد از عیب پاک گرداند و به هیچ کس به اغندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرد.
بناً لازم بر آن است تا هرکس با اعتقاد و ارزشهای فکری خود بهره گیرد و با بینایی بصیرت دید و درستی شنید و اندیشه کرد و از عبرت ها و گذشتگان عبرتها و پند گرفت و مسیر روشن و تفسیر واضح در روشنایی و حکم عقل راه پیمود و از افتادن در پرتگاه و کمین گاه ها و حیله مکاران چاره سنجید، از مشاورین نیک اندیش و صاحبان خرد استفاده ها برد، از آدمهای ذوالوجهین پرهیز واز شیاطین مجهول الهویت دوری جست و سعی بر آن باشد تا عدالت تأمین، محیط از امراض پاک تا آدمی گردد.
بهوش باش ای مخاطب، ای مسؤل امور مملکت، مردم و جامعه!
از شورای با بد خصمان بپرهیز، با خود فروختگان و غفلت زدگان به مقاطعه بشتاب و آنچه از نیک خصلتان بتو رسیده اندیشه کن و از خواب گران بیدار شو، آنانیکه ملت را به چشم خصم بینند، کورش کردان، باشد بر انجام وظایف و مسؤلیتی پاداش از جانب حق و جزای خیر بتو نصیب گردد.
علماء بر این باورند که خودسازی و تزکیه نفس،پاکی وجدان و ذهن و صفای قلب واجب ترین کار در زندگی انسانی است و بدون آن انسان در زندگی حیوانی فرو میرود و راه به جایی نمی برد انبیاء و اولیاء الهی کوشیده اند، پیوسته بشر را از خواب غفلت بیدار کنند و او را متوجه به اهداف امور زندگی، مسؤلیت پذیری، رهبری سالم جامعه، خدمت به خلق الله، بندگی به الله و هدف از خلقت انسان را به روی زمین بدانند حالا به چند نکته جهت بیدار شدن و دوری از غفلت اشاره میکنم:
وقتی انسان در زندگی هدفی غیر از آن چه خدا فرموده در ذهن خود در نظر گیرند و بر منافع شخصی تفکر کنند و به آن اولویت بدهند قطعاً به خواب غفلت فرو رفته، جامعه و ملت را هلاک خواهی نمود و هرقدر آنهدف و مرام برایش مهم تر باشد، نشانه ای سنگین تر بودن خواب غفلت اوست که در آن غرق شده است.
یکی از دلایل که قبلا بحث کردم عجب است که باعث غفلت انسان میشود و به طور تدریجی آدمهاب غافل و یا آنانیکه از سرمستی و خود ستایی و بزرگ بینی می لافند ویا آنانیکه غرق در تجملات و ماده گری دچار شدند به اثر آن تا خود فروختگی و معامله های کلان هم دریغ نمیکنند که ما نمونه فروان آن را در حوزه کوچک خود داریم که با ایجاد شورای های ننگین و خیره سری ها تا پای بوسی به دشمن خصم سر تعظیم فروبردند و منافع شخصی را بر منافع کل ملت اولویت داده، دشمن را بر سرنوشت ملت مسلط ساختند.
اما انسانهای بیدار اهل قبله رکوع وسجود و میهن دوست، انسانهای ملت پرور و خدا ترس به شفای امراض روحی، بیشتر از شفای امراض جسمی میکشند و اهمیت میدهند و سعی بر آن میکنند تا افراد مریض روحاً، ذهناً و فکراً مداوا شوند، تا افراد سالم فکری و ذهنی وارد جامعه گردند. این گونه افراد صالح و نیکو کار بندگان مخلص خدا و خادمین ملت ، سربازان و مدافعین جامعه تزکیه نفس، صفایی قلب و حب وطن من الایمان را در متن زندگی خویش قرار داده و اینها هستند که در حقیقت از خواب غفلت بیدار شده و بکمال سعادت نائل گشته اند.
لذا کسی که میخواهد از خواب غفلت و مرض امل زدگی نجات پیداکند و بسوی خدا رجوع نماید و احساس مسؤلیت کند باید سعی کند با دعا و تزرع به خدا به تزکیه نفس پرداخته، با صفای قلب و اندیشه سالم بدر آید و وارد خدمت به جامعه و مردم گردند.
خطاب به مردم و مبارزین راستین راه حق و آزادگی و ملت مسلمان چنین باید گفت که تزکیه نفس و بیدار ماندن با پاکی و صفای قلب و دوری از امل و آمال زدگی تا دنباله روی افراد ناباب روز مند، بهتر از بیدار شدن و اصلاح دوباره ای خویش است.
اما دوباره بیدار شدن به اثر عبرت و تجربه با دادن بزرگترین قربانی ها و خرابی منازل و تسلط افراد ناباب در منطقه و سطح جامعه و کشور، احتمال آن میرود که چنین افراد با ضعف اراده و رفتن بسوی آرزوهای طویل و تجمل گرای وهم چشمی دوباره از مسیر هدایت شده ای خداوندی باز گردند و نتوانند بیداری خود را حفظ کنند، بد تر از اول هم خود و هم جامعه و ملت را به سوی پرتگاه خواهند کشاند.
اشخاص سالم و هدایت شده به همان اندازه که به سلامتی جسم و جان خود می کوشند، بیشتر از آن به سلامتی روح، اندیشه و تفکر انسانی و بندگی به خدای خویش می کوشند و شعار رستگاری و سلامتی جامعه را اولویت میدهند، بیدار تر از همه هستند، مردم و جامعه سالم غور و تفکر نمایند چنین افراد را به حیث رهبر و مسؤل جامعه به اثر رای مردم و انتخابات سالم تعین و مردم بطریقه سنت پیغمبر و خلفای صدر اسلام رای دهند، بیعت نمایند و متوجه رفتار، اعمال و حرکات رهبر خویش باشند، در صورت لغزش و نارسایی، اشتباه رهبر را گرفته با مشوره های سالم و سازنده، جامعه بطور قطع بسوی سعادت، خوشبختی و ترقی در تمام عرصه ها به پیش خواهند رفت و ملت در آرامش و امنیت زندگی خواهند نمود.
.................................................
قسمت دوم !
بعد از امراض غفلت زدگی یکی دیگری آن از جمله مرضیکه كه موجب افتادن انسان در دام هلاكت می شود آمال و آرزوهای دراز و دست نيافتنی است، که انسانهای دنیا پرست را از یاد خدا غافل میسازد و دست از امور خیر مردم میکشد ، ملت و مردم را با حیله و نیرنگ ها فریب و خود بر منافع شخصی و در فکر جمع آوری مال و منال و به آرزو های دور و درازی خیال پردازی میکنند چرا كه همه فكر و تلاش خود را به خود مشغول ساخته و از ساير امور غافل ميشود اینجاست که حضرت محمد مصطفی چنین ارشاد می فرماید :
خصلتان اتباع الهوي و طول الامل، فاما اتباع الهوي فانه يعدل عن الحق، اما طول الامل فانه يحبب الدنيا.
آنحضرت طول امل را يكی از دو دشمن بسيار خطرناك برای انسانها شمرده و شدید ترین ترس را بر امت خود گوشزد میکند دوخصلت هواپرستی و آرزوهای طویل و درازیست که به سسب آن آدمی را از حق باز میدارد و انسان را دنیا پرست و حریص میسازد.
وقتی انسان رو به حرص و دنیا پرستی آورد از مسؤلیت خویش در برابر جامعه و ملت مسلیمن غافل میشود و برای منافع خویش سرنوشت ملت را به بازیچه ای هوسها گرفته، ملت خوش باور وساده دل دنباله رو را به هلاکت میاندازد که ما نمونه فروان آن را به چشم دیدیم و لمس کردیم و اشکها ریختیم.
وهمچنان حضرت علي (کرم الله وجه) در خطبه معروف خود بیم میدهد که مبادا در مرض حرص و دنیا پرستی مشغول شوید و به سبب آرزو های دراز دنیا طلبی جامعه و مردم را هلاک سازید و سر انجام حسرت خورید، چنین میفرمايد :
واعلموا عبادالله ان الأمل يذهب العقل و يكذب الوعد و يحب علی الغفلة و يورث ال حسرة؛ بدانيد ای بندگان خدا! آرزوهای دراز، عقل انسان را میبرد و وعده قيامت را دروغ میشمارد و انسان را بر غفلت ترغيب میكند و سرانجام، حسرت به بار میآورد.
خداوند کریم در سوره اعراف می فرماید :
واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بواكم في الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بيوتا فاذكروا آلاء الله و لاتعثوا في الارض مفسدين . سوره اعراف،آيه 74
یاد کنید و به خاطر بیاورید که خداوند شما را از پس قوم عاد جانشین آنان کرد و در این سرزمین جایتان داد و مستقر ساخت و در دشت های آن کاخ ها و قصر ها سازید و بنا میکنید در دل کوه ها برای خود خانه ها می تراشید، پس نعمت های خدا را به یاد آورید و در این سرزمین سر به فساد بر ندارید.
آرزو های طویل یعنی امل به تعبير ديگر «آرزوهای دور و دراز» از مهمترين رذايل اخلاقی است كه انسان را به انواع گناهان خطرناک و تباه کننده آلوده میسازد و از کار های نیک و پسندیده غافل میگرداند و از خدا دور ميسازد و به شيطان نزديك ميگرداند و گرفتار عواقب خطرناكی ميسازد که هم خود و هم به سبب آن ملت و جماعت را سراسیمه و پریشان میگرداند.
اين طبقه مردم با پيشرفتی كه در كشاورزی و صنعت پيدا كرده بودند سخت سرگرم دنيا شده و به آن دل بسته بودند و آرزوهای دور و دراز آنها را در خود غرق ساخته بود و چنان گرفتار غرور و كبر و نخوت شده بودند كه نه تنها كمترين اعتنایی به دعوت خيرخواهانه پيامبرشان هود و صالح نكردند، بلكه به مبارزه با آنها برخاستند و كسانی كه بعد از روشن شدن هدايت پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فريفته و چنان سرگرم دنیا شدند که جمع آوری مال و ثروت بی آنکه مشروع و نا مشروع را حساب کنند و چنین پنداشتند که کثرت مال و قدرت اینها را جادوانه میسازند.
قرآن کریم از زبان حضرت صالح خطاب به آن قوم سركش چنين نقل میكند: بياوريد كه قوم عاد به خاطر طغيان از ميان رفتند و خداوند شما را جانشينان آنان قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشتهايش قصرها برای خود بنا میكرد و در كوهها (در دل سنگها) برای خود خانه های می تراشيدند، پس بیاد آرید سرنوشت آن قوم را که شب روز در فکر امل یعنی آرزوهای طولانی و غافل از یاد خدا بودند. پس به ياد نعمت های خدا باشيد و در زمين فساد نكنيد! (واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بواكم في الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بيوتا فاذكروا آلاء الله و لاتعثوا في الارض مفسدين) (اعراف، 74)
لذا برادران و خواهران و آنانیکه به اریکه قدرت چسپیده اید و بر سرنوشت ملت مسلط شده اید هوشدار که :
مبادا به اثر آرزوهای دور و دراز و جمع آوری مال و قصر های سر بفلک و تجمل گرایی بر ملت بیچاره و ناتوان به سرنوشت مرگبار و اسفناك اقوام پيشين تان گرفتار شوید و در برابر ذکر خدا و خدمت به خادمین مخلص خدا و پیروان پیامبر اسلام ، مجاهدین و مبارزین واقعی این سرزمین به اثر غفلت و مرض امل، قلب های شما قساوت پیدا کند، هم خود و هم ملت را به اثر این مریضی امل و غفلت زدگی دچار پریشانی و سراسیمگی گردانید.
ادامه دارد...
........................................
بعد از ادامه
قسمت سوم :
تعداد را می بینیم که چنان خود را متوجه جمع آوری مال كرده و تمام ارزشهاى وجودى انسان را در آن خلاصه مى كنند ، سپس نسبت به كسانى كه دستشان از آن خالى است به ديده حقارت مى نگرند و آنها را به باد استهزا مى گيرند و بدون شرم حیاء در محضر عام با چنین سخن بچکانه در زمین بریا ندارید در آسمان ستاره، با لحجه ای فرعون گونه این جماعت عظیم مسلمین با حمل تا بوت شهدای سربریده که خواهان عدالت و اصلاح امور نظام بودند را با زشت ترین الفاظ تهدید میکنند و کوچه بازای میخوانند.
اين جاست که این رژیم ثروت اندوزان مستكبر و زور گویان اریکه قدرت با مبتلا در مرض غفلت زدگی و امل ، و خود خواهان حيله گر چنان از باده كبر و غرور مست مى شوند كه از تحقير ديگران و عيبجوئى و استهزا و غيبت آنها لذت مى برند و با غصب قدرت و زور میخ دشمنان و پول های باد آورده قدرت نمایی میکنند و برخ مردم و ملت مستضعف ساده و دنباله رو خود ستایی مینمایند.
قرآنکریم در سوره همزه از سرنوشت درد ناك آنها سخن مى گويد كه چگونه به صورت حقارت آميزى در دوزخ پرتاب مى شوند و آتش سوزان جهنم قبل از هر چيز بر قلب آنها مسلط مى گردد ، و روح و جان آنها را كه كانون اين همه كبر و غرور و اين همه شرارت بود به آتش مى كشد ، آتشى سوزان و مستمر و طولانى تر از مرض امل آرزوهای این شیطنت پیشگان و غفلت زدگان ننگین تاریخ بشریت. شرم نفرین باد بر تو ای فرعونیان زمان، نسل شیطان، ای معامله گران دوران، ای میلیت فروشان عصر!
در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم) آمده است : اذل الناس من اهان الناس. توهین و تحقیر را حضرت پیامبر اسلام گناه عظیم و نا بخشودنی میداند و ذليل ترين مردم كسى است كه به مردم توهين كند و آنحضرت ضمن ذلیل خواند چنین افراد آبرو، عزت و حیثیت انسانها را محترم دانسته و بر آن تأکید میدارد.
فرعونیان زمان با برخ کشیدن مال و ثروت و قدرت های شیطانی به استهزا گرفتن جمع کثیری از ملت در زمین خدا بریا ندارید از نظر فرعونیان فقراء و طبقه متوسط و کم درآمد جامعه حقی برای زندگی کردند ندارند و باید از دید جهان خواران صدای آزادی خواهی و عدالت در گلو ها خفقان شود و از حقوق شهروند بی بهره و از دید جهان خواران وغاصبین تکیه به اریکه قدرت و رژیم فاسد و آلوده به هزاران گناه و خیره سری نه عزتی دارند و نه حیثیتی و نه از احترام و کرامت انسانی برخوردارند، وحضرت پیامبر بزرگوار اسلام چنین افراد را ذلیل ترین ها دانسته و سرزنش کرده است.
در صفحات ننگین از تاریخ می بینیم که انسانها چون بردگان بی صاحب در دست زورمندان واستهزا گران دست به دست شدند و امروز معامله های کلان میلیت فروشی تا قریه و قصبات صورت گرفته ، بازار میلیت فروشی از هر زمان دیگر گرم تر و داغ تر گردیده و مشتریانی چون اربابان وتکه داران قومی با دسایس شوم شان با همدستی تروریزم بین الملی و حامیان آنها بد ترین شرایط زندگی را به اثر معامله گریها در سطح ولایات و قصبات بر ملت بی دفاع و ملت خوش باور و دنباله رو که از درک موضوع وحیله های شیطانی شان عاجزند تحمیل میگردد.
این گروه بزرگ تکه داران قومی و اربابان قبیله با همدستی با رژیم فاسد زورگیری و زر اندوزی مال را از حقوق حقه دیگران، از جیب ملت نه به عنوان یک وسیله ، بلكه به عنوان يك هدف مى نگرند و در جمع آورى و زر اندوزی آن هيچ قيد و شرطى قائل نيستند ، از حلال و حرام و تجاوز بر حقوق ديگران ، ازهر طريق ممکن شرافتمندانه و يا غیر شرافتمندانه حتی ازطریق های پست و رذيلانه آن را جمع آورى مى كنند ، و آنرا تنها نشانه عظمت و شخصيت خود مى دانند و نه براى رفع نيازمندیهاى زندگى می خواهند، بل برای زور گویی، گرفتن قدرت سیاسی ونظامی و تهدید و به استهزا گرفتن ملت آنرا بکار می برند و سعی می ورزدند تا هر قدر بر اموالشان افزوده شود حرص ، امل و تجمل گرای شان بيشتر مى گردد. این شب بازان حیله گر و سارقین بیت المال و غاصبین با امراض غفلت زدگی و امل و آمال سر دچار گردیده، با تجمل و زورگویی و معامله گری ملت را پریشان و جامعه را بسوی هلاکت و بر بادی سوق میدهند و دشمنان سیه پوش و سیه اندیش دین، آزادی، و میهن را به این سرزمین مرد خیز ، سرزمین علم و قلم، فرهنگ و تمدن بدرقه می نمایند و وارد جامعه میسازند.
اما مال و دارایکه از اثر زر اندوزی از حق دیگران به ناروا گرفته و جمع آوری میشود و شب روز در حساب آن مشغول واز یاد خدا غافل میگردید و به بسبب آن تفاخر میکنید و ملت را به استهزا می گیرید و تهدید میکنید که در زمین خدا بوریا و در آسمان ستاره ندارید و با هزان توطئه و حیله گری بر سرنوشت ملت مسلط میشوید به همان مریضی امل مبتلا گشته و طغیان، تجمل و زور آزمایی میکنید، ننگ است وذلت بر شما و خواری در پی دارد و دوری و دشمنی شما با خداوند قهار و جبار است و خداوند شما را ذلیل میگرداند و جای آدمهای ذلیل دوزخ خواهند بود و آنجا بسیار بد و درد ناک است.
اما از آنجا که می بینیم چگونه می توان اميد به هدايت گروهی داشت كه هدف نهايی آنها خور و خواب همچون حيوانات است و آرزوهای دراز به آنها اجازه نمی دهد كه لحظه ای به پايان زندگی و به آفريدگاری كه اين مواهب حيات را به آنها بخشيده بينديشند و در باره هدفی كه برای آن آفريده شده اند لحظه ای فكر كنند
گرفتار شدن چنین افراد امل زده و غافل از یاد خدا با پدیده تجمل گرایی و زور نشاندادند به افراد عادی جامعه سبب خواهند شد که از یاد خداوند غافل شوند و نیز به مرور زمان نعمت های الهی را از یاد ببرند و آن ثروت های جمع کرده ای باد آورده را در راه بیهوده ای هدر دهند.
امل گرای و بزرگ نمای و تجمل گرایی یعنی رو آوردن به مواردی که انسان ضرورتی در داشتن آن ندارد و بیش از حد مصرف خود طالب آن باشد، تجمل گرایی زمانی پدیدار میشود که فرد به مرض امل و آرزوهای دور و دراز به اثر غفلت برای تأمین نیاز های خود از حد تعادل خارج شوند و جامعه را داغدار نمایند.
در اصل تجمل گرای در جمع آوری مال از حق دیگران در مصرف لوازم و امکاناتی بیشتر نیاز واقعی فرد نیست بلکه صرفاً به منظور تقلید از دیگران و چشم و هم چشمی که با تأسف بر جامعه سایه افگنده است.
چندین عامل دیگر نیز درین موضوع در آن دخیل وقابل رد یابی است، علت ابتدایی آن همان طور که گفتیم به دلیل چشم و هم چشمی و وجود فرهنگ غلط و تباه کن است که در جامعه رواج پیدا کرده است که چون فلانی آن امکانات زندگی را دارد پس من هم باید به هر قیمتی شده آن امکانات وقدرت را داشته باشم و به قدرت سیاسی ونظامی رسیده باشم تا خوب بتوانند بر سر ملت بکوبند، ملتی که قادر به درک خوب و بد خود هم چندای نیستند و از درک واقعی حیله ها و مکر های شیطانی رهبران فرومایه و معامله گران میلیت فروشان قرن عصری عاجزند ویا تحت تأثیر و ترس این گونه افراد قرار میگیرند که جرئت سر بلند گردن در برابر افراد ناباب جامعه را ندارند، اینجاست که قرآنکریم خطاب به مسلمانان و مجاهدین هدفمند و مبارزین راستین راه حق، آزادی و عدالت خواه دستور می فرماید:
وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ. آیه 139 سوره آل عمران
و مؤمین باشید. سست نشوید! غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید
گرفتار شدن فرد به پدیده تجمل گرایی و امل و آمال و بزرگ منشی با تکیه به مسند قدرت و زرو زر سبب خواهد شد که انسان از یاد خداوند غافل شود و از نعمت خداوندی محروم بدام بلای عظیم گرفتار گردد.